پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۱

دلی از نقشبندی های عشق آزاد می خواهم

دلی چون نامهٔ مجنون مادر زاد می خواهم

به جانم زنده گردانی، شفایم داده بیماری

بخواهم پاره کردن اوراق یک یک، باد می خواهم

نمی سنجم ملال خویش و بهر خوشدلی هر دم

نوای عندلیب و سایهٔ شمشاد می خواهم

تو محتاجی و من محتاجم ای خلوت نشین، لیکن

تو استعداد می خواهی و من ارشاد می خواهم

جگر خوردن مرا از های و هو خاموش می دارد

وگر نه عندلیبم، فرصت فریاد می خواهم

ندارم دستگیر، امیدوار از بخت بنشینم

نبینم دادگر، از خاک کسری داد می خواهم

به دلق آتش زدم، زنار بستم، یا صنم گفتم

ز زاهد طعنه، از راهب مبارک باد می خواهم

ندارم حجتی بهر مکافات فلک، عرفی

به عالم بر خلاف خود کسی را شاد می خواهم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۳دل کز لبت چغانه به گوشش نمی زنم
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۴تا به کی همره اندیشهٔ باطل باشم
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۵تا کی دهم به دست تماشا زمام چشم
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۶از دل غم او دریغ داریم
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۷هر چند بی غمانه به مسکن فتاده ایم
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۸تنها نه دلق خود به می ناب شسته ایم
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۹نشسته بر سر گنج به فقر مشهورم
  8. غزل شمارهٔ ۴۹۰بس که درد عالمی در عشق تنها می کشم
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.