پرش به محتوای اصلی
عرفی

عرفی

غزلیات

۵۷۳ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۱ جز در پناه وصل و دل استوار دوست
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۲ گر شوم صد سال محروم از نگاه روی دوست
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۳ با مهر و با محبت و با آرزوی دوست
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۴ هوش اگر ناخن زند بر دل شراب ناب هست
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۵ رو چه می خواهی دلا، ناز استغناست، هست
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۶ در محبت درد اگر پیچد دوا بسیار هست
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۷ گر نخل وفا بر ندهد چشم تری هست
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۸ مژدگانی که جنون را به سرم کاری هست
  9. غزل شمارهٔ ۱۲۹ من نگویم که درین شهر ستمکاری هست
  10. غزل شمارهٔ ۱۳۰ خبری خواهم از آن کوی که اعزازی هست
  11. غزل شمارهٔ ۱۳۱ مست آمدم به معرکه، آیین کارچیست
  12. غزل شمارهٔ ۱۳۲ ای دل حدیث صبر شنیدن ز بهر چیست
  13. غزل شمارهٔ ۱۳۳ گر می نخورده ای ز منت انفعال چیست
  14. غزل شمارهٔ ۱۳۴ بیدلی کو از او پرسم دل آواره چیست
  15. غزل شمارهٔ ۱۳۵ ای پندگو دلم مخراش این فسانه چیست
  16. غزل شمارهٔ ۱۳۶ زخم کاویدن بر او الماس بستن کار کیست
  17. غزل شمارهٔ ۱۳۷ صومعه دیدم به جز مشتی بروت باد نیست
  18. غزل شمارهٔ ۱۳۸ یک سخن نیست که خاموشی از آن بهتر نیست
  19. غزل شمارهٔ ۱۳۹ حسنت نیازمند تماشای ناز نیست
  20. غزل شمارهٔ ۱۴۰ آن فتنه ای که مرا از تو التماس نیست
  21. غزل شمارهٔ ۱۴۱ اصلاح پریشانی ام اندازه ی کس نیست
  22. غزل شمارهٔ ۱۴۲ آن شیوه که غارت گر صد قافله جان نیست
  23. غزل شمارهٔ ۱۴۳ دلم به زخم توان داد، بی تپیدن نیست
  24. غزل شمارهٔ ۱۴۴ شکستن دل ما کار زور بازو نیست
  25. غزل شمارهٔ ۱۴۵ هیچ‌گه نالهٔ من گوشزد آن مه نیست
  26. غزل شمارهٔ ۱۴۶ به دل ز رفتن جانم چه عیش هاست، که نیست
  27. غزل شمارهٔ ۱۴۷ ترک جان در ره آن سرو روان این همه نیست
  28. غزل شمارهٔ ۱۴۸ منم که از غم محرومیم جدایی نیست
  29. غزل شمارهٔ ۱۴۹ گر به دیرم طلبد مغبچه ی حور سرشت
  30. غزل شمارهٔ ۱۵۰ دوش بختم دامنی در چنگ داشت
  31. غزل شمارهٔ ۱۵۱ کوی عشق است این که مرغ سدره، این جا، پر گذاشت
  32. غزل شمارهٔ ۱۵۲ گذشت و بر من عاجز ببین چه حال گذشت
  33. غزل شمارهٔ ۱۵۳ موج زن در دل خیال آن لب میگون گذشت
  34. غزل شمارهٔ ۱۵۴ دوش دل ناگشته سیر از وصل او بیهوش گشت
  35. غزل شمارهٔ ۱۵۵ نازنده جهان از تو به آلایش آفت
  36. غزل شمارهٔ ۱۵۶ گر دل عنان فرصت از آغاز می گرفت
  37. غزل شمارهٔ ۱۵۷ شبم به خفتن و روزم به ژاژ خایی رفت
  38. غزل شمارهٔ ۱۵۸ ای دل طمع مدار که بی غم گذارمت
  39. غزل شمارهٔ ۱۵۹ گلچین عشق شو به خرد واگذار بحث
  40. غزل شمارهٔ ۱۶۰ منصور و اناالحق زدن و دار و دگر هیچ
  41. غزل شمارهٔ ۱۶۱ نزدیک لب رسانده شکستیم جام صلح
  42. غزل شمارهٔ ۱۶۲ چنان غم تو به آزار جان ما گستاخ
  43. غزل شمارهٔ ۱۶۳ در ازل رفتم به سیر کعبه و یاری نبود
  44. غزل شمارهٔ ۱۶۴ عشق اگر مرد است، مرد او تاب دیدار آورد
  45. غزل شمارهٔ ۱۶۵ ذوق در خاک تپیدن اگر از دل برود
  46. غزل شمارهٔ ۱۶۶ خوش آن محفل که از می گر سرایم رو بسوزاند
  47. غزل شمارهٔ ۱۶۷ نرنجم گر به بالینم مسیحا دیر می‌آید
  48. غزل شمارهٔ ۱۶۸ بندهٔ دل شوم که او، خون فراغ می‌خورد
  49. غزل شمارهٔ ۱۶۹ حرم پویان دری را می‌پرستند
  50. غزل شمارهٔ ۱۷۰ چون عشق بت ز کعبه به دیرم حواله کرد
  51. غزل شمارهٔ ۱۷۱ مرا دردی است که از داروی راحت بیش می‌گردد
  52. غزل شمارهٔ ۱۷۲ خم بجوش آمد، بگو چون توبه اکنون بشکند
  53. غزل شمارهٔ ۱۷۳ درد کیشان همه ناموس کش کیش همند
  54. غزل شمارهٔ ۱۷۴ نخورم زخم در آن کوچه که مرهم باشد
  55. غزل شمارهٔ ۱۷۵ تشنه ام رطل گران خواهم گزید
  56. غزل شمارهٔ ۱۷۶ هجران شب تار ما ندارد
  57. غزل شمارهٔ ۱۷۷ کو فنا تا زخم‌ها شمشیر بر مرهم نهند
  58. غزل شمارهٔ ۱۷۸ در چمن حوروشان انجمنی ساخته اند
  59. غزل شمارهٔ ۱۷۹ دل ما را به فسون جادوی بابل نبرد
  60. غزل شمارهٔ ۱۸۰ ما کسی را نشناسیم که غم نشناسد

متن اشعار به نقل از گنجور.