پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۶

هجران شب تار ما ندارد

غم عقدهٔ کار ما ندارد

تا جان به هوای گل فشانیم

گل میل کنار ما ندارد

گر عزم سفر کند خوشش باد

جان طاقت بار ما ندارد

فردوس شراب دارد اما

پیمانه گُسار ما ندارد

ساقی می ناب دارد، اما

در خورد خمار ما ندارد

هر کس که رهین حرف و صوت است

پیغام-نگار ما ندارد

از بس که رمیده ایم و ترسان

غم ذوق شکار ما ندارد

عرفی نه ز دوست-دشمنان است

اما غم کار ما ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۸در چمن حوروشان انجمنی ساخته اند
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۹دل ما را به فسون جادوی بابل نبرد
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۰ما کسی را نشناسیم که غم نشناسد
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۱مجنون تو هر دم روش تازه نسازد
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۲دلبران نی دل به ناز و عشق غافل می‌برند
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۳گر دَرِ عشق زنی تاب ملامت باید
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۴عصمت از لعل لبت گرد هوس می گردد
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۵اگر چه راه به عیب تو کس عیان نبرد
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.