پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۵

اگر چه راه به عیب تو کس عیان نبرد

گمان مبر که به عیب تو کس گمان نبرد

ز مکر نفس حذرکن، که هیچ کس حرفی

نیاورد که دو صد گوهر از میان نبرد

ترحمی که به بستر فتاده چشمهٔ خور

چنانکه برگ گلش زنند جان نبرد

جهان مهر و وفا را فدا شوم ، که در او

کسی گمان عداوت به آسمان نبرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۷این صفا حسن و محبت ز هم اندوخته اند
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۸فتادگان سر خود را به خاک پا بخشند
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۹عزت گیتی اگر صحبت یوسف باشد
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۰خوبان که به هم گرمی بازار فروشند
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۱دلی چو مشعل حسن تو فرد می خیزد
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۲هنوز خسته دلم راه عدم می زد
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۳سراپای وجودم در محبت ، حال دل دارد
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۴گر باد شوم بر تو وزیدن نگذارند
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.