پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۹

عزت گیتی اگر صحبت یوسف باشد

نپذیری مگرت میل تاسف باشد

حسدت بر سر امروز به آن می ماند

که یکی ز اهل نظر دشمن یوسف باشد

عالم شهره به علم آفت دین شد، چه بلاست

غلط اندیش که طبعش به تصرف باشد

این همه عالم و آدم که ز معنی عشق است

گر به عاشق نهد این نام ، تکلف باشد

نکته ای چند بگویم ز حقیقت ، عرفی

لیک وقتی که تو را ذوق تصوف باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۱دلی چو مشعل حسن تو فرد می خیزد
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۲هنوز خسته دلم راه عدم می زد
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۳سراپای وجودم در محبت ، حال دل دارد
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۴گر باد شوم بر تو وزیدن نگذارند
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۵آه ازین دل کز گریبان غمی سر بر نزد
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۶گره در کام دل از بخت زبون نگشاید
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۷آن دل که به هجر تو ز آرام برآید
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۸چند بی بهره شود دیدهٔ گریانی؛ چند؟
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.