پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۵

آه ازین دل کز گریبان غمی سر بر نزد

صد مصیبت رفت و دست شیونی بر سر نزد

با وجود آن که زهر بی غمی نوشیده ام

زهر خندی بر مزاج عافیت پرور نزد

با چنین غوغا که در این بزم شورانگیز بود

شیشه ای نشکست و سنگی بر سر ساغر نزد

در چنین بزمی که یک پروانه دارد صد چراغ

با همه پروانگی گرد چراغی پر نزد

وقت عرفی خوش که چون نگشودند در بر رخش

بر در نگشوده ساکن شد، در دیگر نزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۷آن دل که به هجر تو ز آرام برآید
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۸چند بی بهره شود دیدهٔ گریانی؛ چند؟
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۹ز بوی باده دلم آب و رنگ می گیرد
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۰تا کی از لب-گهرِ آن مست تکلم ریزد
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۱آن مست ناز کز نگهش می فرو چکد
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۲دل خستگان که بستهٔ تدبیر می شوند
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۳دگر خلوت به عشرت‌خانهٔ خمّار می‌باید
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۴اهل معنی سر به صحرای درونم داده اند
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.