پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۳

دگر خلوت به عشرت‌خانهٔ خمّار می‌باید

ز وجد صوفیان صد حقه بازار می‌باید

چنان با عشرت ده روزهٔ بلبل حسد داری

که پنداری در این گلشن گل پربار می‌باید

خزان جور زلف او دراز افسانه‌ای دارد

همین گویم کزین گلشن به بلبل خار می‌باید

نماند یک نفس از دوستان دشمنم در دل

ولی از دوست گر خاری خلد بسیار می‌باید

کسی گر بهر طاعت ماند اندر کعبه یک ساعت

اگر داند حساب مطلب از صد کار می‌باید

تمام عمر با اسلام در داد و ستد بودم

کنون می‌میرم و با من بت و زنار می‌باید

ندامت رنگ حرفی بر زبان می‌آورد عرفی

به دستان نفاق‌آلوده استغفار می‌باید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۵چه فتنه در دل آن عشوه ساز می گذرد؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۶کسی که رو به حریم رضا نمی آرد
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۷ز بهر داغ که مستان علاج می طلبند
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۸تا بود سراسیمه دلم در به دری بود
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۹تا به کی عمر به افسوس و جهالت برود
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۰فغان کز سینه دائم آه بی تاثیر می زاید
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۱چه مهربان به سفر شد، چه تند قهر آمد
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۲مستان عشق خانه در آتش گرفته اند
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.