پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۲

مستان عشق خانه در آتش گرفته اند

دائم قدح ز خوی تو آتش گرفته اند

این هم عنایتی است که غم های روزگار

دنبال بی کسان مشوش گرفته اند

چون خم به ته، ز چاه بلا، دُرد سرکشند

آنان که خو به بادهٔ بی غش گرفته اند

اینک ره گریز، چه سود از گریختن

سر تاسر زمانه در آتش گرفته اند

عرفی مرید خلوتیان پیاده شو

کاین قوم جلوه ز ابرش گرفته اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۴کسی که دل به وفای تو عشوه کیش نهاد
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۵زندانی شوق تو به گلزار نگنجد
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۶کجاست فتنه که آن شوخ را سوار کند
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۷آنان که غمت مایهٔ افسانه نسازند
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۸هر چند دست و پا زدم آشفته تر شدم
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۹صد غم دمی بزاید، کانرا سبب نباشد
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۰خضر اگر بر لب کس منت آبی دارد
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۱هر زمان در فتنه خوش نامهربانی می‌شود
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.