پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۷

آنان که غمت مایهٔ افسانه نسازند

با همدمی محرم و بیگانه نسازند

افسانه مخوانید که مستان خرد سوز

با مصلحت مردم فرزانه نسازند

زنار نمودم به همه صومعه داران

تا دام رهم سبحهٔ صد دانه نسازند

تا حشر سراسیمه به هرکوچه درآید

گر خاک مرا خشت حرم خانه نسازند

آتش به دو عالم زده از ناز و مرا غم

کز حسن تو بازیچه به افسانه نسازند

این سیل که بینم نمی از طبع تو عرفی

ظلمست که از خاک تو پیمانه نسازند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۹صد غم دمی بزاید، کانرا سبب نباشد
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۰خضر اگر بر لب کس منت آبی دارد
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۱هر زمان در فتنه خوش نامهربانی می‌شود
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۲عاقلان آدابت آموزند و رسوایت کنند
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۳طریق دلبری تو مگر پری داند
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۴هر که را نشأ غیرت به سلامت باید
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۵خرد، دارالشفا و جهل، محنت‌خانه می‌سازد
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۶حدیث عشق جان فرسا بگویید
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.