پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۵

خرد، دارالشفا و جهل، محنت‌خانه می‌سازد

خراب مستی‌ام، کاین هردو را ویرانه می‌سازد

چنان شایستهٔ عشقم که بعد از سوختن، گردون

ز خاکم بلبل، از خاکسترم پروانه می‌سازد

دو روزی یاریت گشتم، مذاقم بی‌حلاوت شد

مرا جام شراب و گریهٔ مستانه می‌سازد

چو تن‌ها گردم از غم‌های او صد هم‌نشین دارم

میان بی‌غمان تنهایی‌ام دیوانه می‌سازد

چو در بیت الحرام آیی، مکن بیعت به او عرفی

که او در کعبهٔ اسلام ، ره بتخانه می‌سازد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۷در محبت لب خشک و دل تر می خندد
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۸اهل وفا که آتش ما تیز می کنند
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۹که دست در خُمِ مِی زد، که خون ما جوشید
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۰مدعی باز ملولست و بلایی دارد
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۱کرشمه دست در آغوش نوشخند تو باد
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۲دوش در دیر مغان بودیم و کس با ما نبود
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۳روی گرمی کو که داغم باز بوی خون دهد
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۴عرض کردیم به زاهد که ریا نفروشد
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.