پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۸

اهل وفا که آتش ما تیز می کنند

چون شعله سر کشد همه پرهیز می کنند

ای بی غمان حذر که غزالان مست یار

فتراک عمر عافیت آویز می کنند

شمشیر غمزه-کند شد آهنگ قتل من

کاین تیغ به خون جگر تیز می کنند

برخون کشتهٔ تو ملایک زنند جوش

این شهد را ببین که مگس-ریز می کنند

معمور باد سینهٔ عرفی که درد و غم

تعمیر این زمین بلا خیز می کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۰مدعی باز ملولست و بلایی دارد
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۱کرشمه دست در آغوش نوشخند تو باد
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۲دوش در دیر مغان بودیم و کس با ما نبود
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۳روی گرمی کو که داغم باز بوی خون دهد
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۴عرض کردیم به زاهد که ریا نفروشد
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۵دارم ز زخم غمزهٔ او لذتی که بود
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۶با محبت گهر عجز و نیاز افشاند
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۷برهمن کی ره اسلام از بیم و ستم گیرد
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.