پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۱

کرشمه دست در آغوش نوشخند تو باد

غبار فتنه سراسیمهٔ سمند تو باد

دمی که آتش حسن تو شعله خیز شود

هزار مردمک دیده ام سپند توباد

سری که حلقهٔ فتراک دست می افتد

مروت است که گویند اسیر بند تو باد

به مدعی چه دعاهای بد نکردم، لیک

دلم نداد که گویند اسیر بند تو باد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۳روی گرمی کو که داغم باز بوی خون دهد
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۴عرض کردیم به زاهد که ریا نفروشد
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۵دارم ز زخم غمزهٔ او لذتی که بود
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۶با محبت گهر عجز و نیاز افشاند
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۷برهمن کی ره اسلام از بیم و ستم گیرد
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۸گر دل اهل حقیقت در راز افشاند
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۹آن چنان زآتش بیداد مرا می سوزد
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۰آنم که تلخی ام ز غم افزون نوشته اند
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.