پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۰

آنم که تلخی ام ز غم افزون نوشته اند

راز دلم به سینهٔ مجنون نوشته اند

چون گم شود جنون، که مسیحا دمان حسن

حرز کرشمه بر لب افسون نوشته اند

نرخ خرابی دو جهان می کند از آن

تاریخ های ناز تو بیرون نوشته اند

بر لوح زار نام شهیدان خیال تو

لذت شناس زخم شبیخون نوشته اند

آنم که ذوق دردشناسان غم، مرا

سرجوش لذت غم مجنون نوشته اند

عرفی علاج تلخ دهانان هوشمند

بر نوش خندهٔ لب می گون نوشته اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۲آن را که مراد حال باشد
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۳نگرفتم از تو جامی، سرم این خمار دارد
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۴از دیده ام کدام نفس خون نمی رود
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۵مرا چو شب هجر اضطراب بگدازد
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۶هر چه بگزیدم از آن کیش برهمن به بود
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۷هم نوای بلبل و هم صوت زاغم می گزد
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۸مقیم کعبه که عیب شرابخانه کند
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۹نسیم صبح چو برگ سمن فروریزد
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.