پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۸

مقیم کعبه که عیب شرابخانه کند

به این بهانه حدیث می مغانه کند

دلم چکونه نتازد به صیدگاه کسی

که شوق ناوک او کار تازیانه کند

ستم فروش درآ، در زمانه، باک مدار

که خوش معاملگی بیشتر زمانه کند

شکوه عشق نگه کن ، که موی مجنون را

فلک به شعشعهٔ آفتاب شانه کند

کسی که خاک درت را کند چو سرمه به چشم

ببین چه بی ادبی ها به آستانه کند

جحیم با همه اسباب سوختن ، عرفی

ز برق شمع تو دریوزهٔ زبانه کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۰آن کو چو من از عشق پریشان ننشیند
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۱کسی می طربم در ایاغ می ریزد
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۲ز روی آتش سوزان اگر خاشاک می روید
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۳غم تو نیست، به عیش جهان که پردازد
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۴دم مردن ز شوق آن که یار دلنواز آید
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۵گر به خواب اجلم دیدهٔ جان گرم نشد
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۶نغمه ای کز ره تاثیر به شیون نکشد
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۷جان ز شوق لبت شکر خاید
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.