پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۰

آن کو چو من از عشق پریشان ننشیند

بر مسند توفیق شهیدان ننشیند

ای خضر شکستی به سرایت برسد، خیز

کاین تشنگی از چشمهٔ حیوان ننشیند

با آن که مغان را همگی مایهٔ شیداست

در دیر مگس بر لب مهمان ننشیند

گر چاشنی شربت درد تو بیابد

هرگز مگس دل به لب جان ننشیند

عرفی برو از میکدهٔ ما، که کس این جا

این زخم دل و چاک گریبان ننشیند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۲ز روی آتش سوزان اگر خاشاک می روید
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۳غم تو نیست، به عیش جهان که پردازد
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۴دم مردن ز شوق آن که یار دلنواز آید
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۵گر به خواب اجلم دیدهٔ جان گرم نشد
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۶نغمه ای کز ره تاثیر به شیون نکشد
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۷جان ز شوق لبت شکر خاید
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۸کو شورشی که صحبت شادی به هم خورد
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۹به یادم هرگز آن نخل قد موزون نمی آید
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.