پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۶

نغمه ای کز ره تاثیر به شیون نکشد

به سماعش دل ماتم زدهٔ من نکشد

دیت قتل من اینست که در روز جزا

بزنم دست به دامانش و دامن نکشد

جذبهٔ قهر تو ای ذره ندانم تا کی

از ته غمکدهٔ سینه به روزن نکشد

عاقبت درد همین است که در فصل بهار

دل مرغان خزان دیده به گلشن نکشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۸کو شورشی که صحبت شادی به هم خورد
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۹به یادم هرگز آن نخل قد موزون نمی آید
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۰هر که حرصش گام زد، کامش روا هرگز نشد
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۱ز شهر دل به گوشم هر نفس فریاد می آید
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۲مرا ز غمکدهٔ سینه داغ می روید
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۳جماعتی که به ناموس ونام می گفتند
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۴کسی کو در تب عشق تو نبض خویشتن گیرد
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۵اهل معنی دوش بر دوش عقولم دیده اند
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.