پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۲

مرا ز غمکدهٔ سینه داغ می روید

ز بزمگاه محبت چراغ می روید

تو پای کعبه ای آماده کن که در هر گام

هزار خضر به راه سراغ می روید

بهشت کو که تماشا کند که حسن تو را

ز باغ لاله و از لاله باغ می روید

مسیح گو گهر آفتاب را مفروش

که از خزینهٔ ما شبچراغ می روید

هزار کعبه و هزار کشتهٔ دوست

کزآن سلامت ، ازین درد و داغ می روید

هزار حسن که شعرم ز آستین افشاند

که روضه روضه گلم از دماغ می روید

مگر ترانهٔ عرفی کسی به گلشن برد

که بانگ دزد ز دستان زاغ می روید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۴کسی کو در تب عشق تو نبض خویشتن گیرد
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۵اهل معنی دوش بر دوش عقولم دیده اند
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۶اهل همت لب از دعا بستند
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۷ز ننگ عافیت بازم دل شرمنده می سوزد
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۸چه پرسی ام که به جانت هوای ما چه کند
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۹زاهد بتکدهٔ عشق هراسان نرود
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۰کاش آن کسان که منعم از آن تند خو کنند
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۱دل خانه در این عالم ویرانه نگیرد
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.