پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۷

ز ننگ عافیت بازم دل شرمنده می سوزد

نه از دل گریه می جوشد، نه بر لب خنده می سوزد

چراغ روشن است ازعشق او درمجمع هستی

کز آواز فروغش می گدازد بنده، می سوزد

نه تنها عشق سوزد، ساکنان ملک هستی را

در این توفان آتش، رفته و آینده می سوزد

مکن بر عزت خود تکیه، عرفی، شرط عشق است این

که اکثر آبروی گوهر ارزنده می سوزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۹زاهد بتکدهٔ عشق هراسان نرود
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۰کاش آن کسان که منعم از آن تند خو کنند
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۱دل خانه در این عالم ویرانه نگیرد
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۲هر کس که در بهار به صحرا برون رود
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۳خوبان شهر بین که در این مسکن من اند
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۴گر خدا یار دلنواز نداد
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۵خوش آن که حیرتم از جلوهٔ جمال تو باشد
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۶ز چشمم آب حسرت می تراود
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.