پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۰

کاش آن کسان که منعم از آن تند خو کنند

صد دل نموده وام و نیم نگاهی به او کنند

این تشنگی به جام و قدح کم نمی شود

با ساقیان بگو که فکر سبو کنند

این است التماس که ما را پس از وفات

رندان باده نوش به می شست و شو کنند

نازم به غمزه اش که ز شوق خدنگ او

آسودگان حیات دگر آرزو کنند

عرفی چه بیم داری از آسیب دلبران

بگذار تا به جان تو ناخن فرو کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۲هر کس که در بهار به صحرا برون رود
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۳خوبان شهر بین که در این مسکن من اند
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۴گر خدا یار دلنواز نداد
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۵خوش آن که حیرتم از جلوهٔ جمال تو باشد
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۶ز چشمم آب حسرت می تراود
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۷بیا که در چمن انتظار آب نماند
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۸دلم در عاشقی با زخم زهر آلود می گردد
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۹هر جا که هست او غمزه زن، آن غمزه آیین می برد
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.