پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۷

هم نوای بلبل و هم صوت زاغم می گزد

خا ر چشمم می خراشد، گل دماغم می گزد

من بگویم نشئأء پروانه با من نیست، لیک

این قدر دانم که تاثیر چراغم می گزد

من که دل دانسته در کوی تو گم کردم، چرا

محرمی هر دم به تقریبی سراغم می گزد

با وجودآن که می دانم که دردم بی دواست

دم به دم اندیشهٔ باطل دماغم می گزد

دوستی دارم که در زندان محنت ، بر دلم

می نهد مرهم، ولی در صحن باغم می گزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۹نسیم صبح چو برگ سمن فروریزد
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۰آن کو چو من از عشق پریشان ننشیند
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۱کسی می طربم در ایاغ می ریزد
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۲ز روی آتش سوزان اگر خاشاک می روید
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۳غم تو نیست، به عیش جهان که پردازد
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۴دم مردن ز شوق آن که یار دلنواز آید
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۵گر به خواب اجلم دیدهٔ جان گرم نشد
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۶نغمه ای کز ره تاثیر به شیون نکشد
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.