پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۶

هر چه بگزیدم از آن کیش برهمن به بود

هر که دیدم به در بتکده از من به بود

نالهٔ بلبلم آشفته به گلزار کشید

ور نه از طرف چمن، گوشهٔ گلخن به بود

بزم داود بهشتم، در یعقوب زدم

کز نوای شکرین ، تلخی شیون به بود

دوش در مجلس اصحاب نشستم، همه گوش

هر چه نشنیدم از آن، طعن برهمن به بود

عمر در عجب و ریا رفت، ندانستم، حیف

که مرا تیرگی از پاکی دامن به بود

گذر عشق روا بود درآتشکده هم

این قدر بود که در وادی ایمن به بود

عرفی انصاف دهم، آن چه که کردی همه عمر

گر همه طاعت حق بود ، نکردن به بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۸مقیم کعبه که عیب شرابخانه کند
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۹نسیم صبح چو برگ سمن فروریزد
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۰آن کو چو من از عشق پریشان ننشیند
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۱کسی می طربم در ایاغ می ریزد
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۲ز روی آتش سوزان اگر خاشاک می روید
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۳غم تو نیست، به عیش جهان که پردازد
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۴دم مردن ز شوق آن که یار دلنواز آید
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۵گر به خواب اجلم دیدهٔ جان گرم نشد
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.