پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۵

مرا چو شب هجر اضطراب بگدازد

قرار در دل و در دیده خواب بگدازد

برای شربت بیمار عشق او، رضوان

گل بهشت به عزم گلاب بگدازد

عطای او به گنه جلوه ها کند فردا

که رستگار ز ننگ ثواب بگدازد

دمی که شمع من آید ز انجمن بیرون

ز نور شعلهٔ حسن، آفتاب بگدازد

ز اضطراب هلاک ، نظاره کن، عرفی

که حیرت رخ ما ز اضطراب بگدازد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۷هم نوای بلبل و هم صوت زاغم می گزد
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۸مقیم کعبه که عیب شرابخانه کند
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۹نسیم صبح چو برگ سمن فروریزد
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۰آن کو چو من از عشق پریشان ننشیند
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۱کسی می طربم در ایاغ می ریزد
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۲ز روی آتش سوزان اگر خاشاک می روید
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۳غم تو نیست، به عیش جهان که پردازد
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۴دم مردن ز شوق آن که یار دلنواز آید
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.