پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۴

هر که را نشأ غیرت به سلامت باید

در مصاف غم دل تاب اقامت باید

همت اندوده شدن باید ، اگر مرد غمی

نه دعای غم و نفرین سلامت باید

جگر تشنه و فرسودگی پای کجاست

گر کنی طی ره عشق علامت باید

تا نظر باز کنی جلوه کند دوست، ولی

تا تو بیدار شوی صور قیامت باید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۶حدیث عشق جان فرسا بگویید
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۷در محبت لب خشک و دل تر می خندد
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۸اهل وفا که آتش ما تیز می کنند
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۹که دست در خُمِ مِی زد، که خون ما جوشید
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۰مدعی باز ملولست و بلایی دارد
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۱کرشمه دست در آغوش نوشخند تو باد
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۲دوش در دیر مغان بودیم و کس با ما نبود
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۳روی گرمی کو که داغم باز بوی خون دهد
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.