پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۸

هر چند دست و پا زدم آشفته تر شدم

ساگن شدم ، میانهٔ دریا کنار شد

جز با گریستن مژهٔ در جهان نبود

آن همه ز حرص دیدهٔ من ناگوار شد

عرفی بسی ملاف که بر چرخ تاختم

مردی کنون بتاز که بختت سوار شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۰خضر اگر بر لب کس منت آبی دارد
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۱هر زمان در فتنه خوش نامهربانی می‌شود
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۲عاقلان آدابت آموزند و رسوایت کنند
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۳طریق دلبری تو مگر پری داند
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۴هر که را نشأ غیرت به سلامت باید
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۵خرد، دارالشفا و جهل، محنت‌خانه می‌سازد
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۶حدیث عشق جان فرسا بگویید
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۷در محبت لب خشک و دل تر می خندد
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.