پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۲

دلبران نی دل به ناز و عشق غافل می‌برند

می‌کشند از عاقلان صد رنج تا دل می‌برند

کشتگان غمزهٔ معشوق در روز جزا

جمله غیرت بر قبول کار قاتل می‌برند

نگسلی از کاروان کعبه ای دل، کز شتاب

می‌گذارندت به خاک عجز و محمل می‌برند

با سبک‌روحان کن آمیزش، که ماندی چون ز راه

بار غم بر دوش دل، منزل به منزل می‌برند

گرچه ارباب تعلق وقف توفانند، لیک

رخت اگر کمتر بود کشتی به ساحل می‌برند

هرکجا شمعی است روشن می‌کنند از بهر بزم

شمع جان هرگه که روشن شد ز محفل می‌برند

زحمت حجاج دیر از کعبه‌جویان بدتر است

ره بسی طی می‌شود، پیرو به باطل می‌برند

فتنه شو بر اهل دل عرفی که از حسن قبول

مرده را جان می‌دهند و زنده را دل می‌برند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۴عصمت از لعل لبت گرد هوس می گردد
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۵اگر چه راه به عیب تو کس عیان نبرد
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۶تا بوی نعیم ستم از خوان تو یابند
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۷این صفا حسن و محبت ز هم اندوخته اند
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۸فتادگان سر خود را به خاک پا بخشند
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۹عزت گیتی اگر صحبت یوسف باشد
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۰خوبان که به هم گرمی بازار فروشند
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۱دلی چو مشعل حسن تو فرد می خیزد
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.