پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۳

گر دَرِ عشق زنی تاب ملامت باید

دل آمادهٔ آشوب قیامت باید

در قبول نظر عشق هزاران شرط است

اول از عافیت رفته ندامت باید

تا به کی شاهد معنی بکشد بند نقاب

عمر ها بر در اندیشه اقامت باید

حسن سلمی ز تماشاگه هر بوالهوس است

چشمی از دیدن جز وِی به سلامت باید

طاقت سایه نداریم، چه اندیشه کنیم

پنجه در پنجهٔ خورشید قیامت باید

عرفی از رمز ملامت نشود دعوی عشق

همه صاحب نظرانیم، علامت باید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۵اگر چه راه به عیب تو کس عیان نبرد
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۶تا بوی نعیم ستم از خوان تو یابند
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۷این صفا حسن و محبت ز هم اندوخته اند
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۸فتادگان سر خود را به خاک پا بخشند
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۹عزت گیتی اگر صحبت یوسف باشد
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۰خوبان که به هم گرمی بازار فروشند
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۱دلی چو مشعل حسن تو فرد می خیزد
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۲هنوز خسته دلم راه عدم می زد
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.