پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۰

ما کسی را نشناسیم که غم نشناسد

هست بیگانه مرا آن که الم نشناسد

من و آن غمزه که چون تیغ برآرد ز میان

طایر بتکده و مرغ حرم نشناسد

شرم باد از صنمی، برهمنی را که اگر

در حرم دیده گشاید به صنم، نشناسد

یا رب آن کس که کند تهمت شادی بر من

تا ابد کام دلش لذت غم نشناسد

با شهیدان شهادت که غم راز لبم

زخم ما مرهم و الماس به هم نشناسد

دل عرفی بود آسوده ز هر بود و نبود

دو جهانی که وجود است، عدم نشناسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۲دلبران نی دل به ناز و عشق غافل می‌برند
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۳گر دَرِ عشق زنی تاب ملامت باید
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۴عصمت از لعل لبت گرد هوس می گردد
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۵اگر چه راه به عیب تو کس عیان نبرد
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۶تا بوی نعیم ستم از خوان تو یابند
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۷این صفا حسن و محبت ز هم اندوخته اند
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۸فتادگان سر خود را به خاک پا بخشند
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۹عزت گیتی اگر صحبت یوسف باشد
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.