پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۵

تشنه ام رطل گران خواهم گزید

آتش آتش نشان خواهم گزید

جنت ار عرض متاع خود دهد

انتعاش ابلهان خواهم گزید

گر به خون خوردن دهندم اختیار

خون گنج شایگان خواهم گزید

نفس اگر یوسف شود نیکو بود

گرگ را یوسف به جان خواهم گزید

گفته بودم چون بدین در شه شوم

برتر از ملک کیان خواهم گزید

آنچه بگزینم بگیرند ار ز من

آنچه بستانم از آن خواهم گزید

این ندانستم که از بخت زبون

آنچه عرفی خواهد، آن خواهم گزید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۷کو فنا تا زخم‌ها شمشیر بر مرهم نهند
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۸در چمن حوروشان انجمنی ساخته اند
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۹دل ما را به فسون جادوی بابل نبرد
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۰ما کسی را نشناسیم که غم نشناسد
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۱مجنون تو هر دم روش تازه نسازد
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۲دلبران نی دل به ناز و عشق غافل می‌برند
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۳گر دَرِ عشق زنی تاب ملامت باید
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۴عصمت از لعل لبت گرد هوس می گردد
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.