پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۲

گذشت و بر من عاجز ببین چه حال گذشت

که شاهباز به کبک شکسته بال گذشت

ز غمگساریم ای دوستان بیاسایید

که دردها ز فسون کارها ز حال گذشت

ملال عالمیان دم به دم دگرگون است

منم که مدت عمرم به یک ملال گذشت

همین بس است دلیل بقای عالم عشق

که یک شب غم او در هزار سال گذشت

به باغ طبع تو عرفی که صید تازگی است

هر آن نسیم که بگذشت بر نهال گذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۴دوش دل ناگشته سیر از وصل او بیهوش گشت
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۵نازنده جهان از تو به آلایش آفت
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۶گر دل عنان فرصت از آغاز می گرفت
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۷شبم به خفتن و روزم به ژاژ خایی رفت
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۸ای دل طمع مدار که بی غم گذارمت
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۹گلچین عشق شو به خرد واگذار بحث
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۰منصور و اناالحق زدن و دار و دگر هیچ
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۱نزدیک لب رسانده شکستیم جام صلح
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.