پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۰

منصور و اناالحق زدن و دار و دگر هیچ

ماییم و لبالب شدن از یار و دگر هیچ

گر ره به مراسم کده ی عشق بیابی

الماس بنه بر دل افگار و دگر هیچ

بر لوح مزارم بنویسید پس از مرگ

کای وای ز محرومی دیدار و دگر هیچ

از کعبه گر این بار برون ام بگذارند

ناقوس به دست آرم و زنار و دگر هیچ

عرفی به غلط شهره به زرق است ببینید

صد گل زده بر گوشه ی دستار و دگر هیچ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۲چنان غم تو به آزار جان ما گستاخ
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۳در ازل رفتم به سیر کعبه و یاری نبود
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۴عشق اگر مرد است، مرد او تاب دیدار آورد
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۵ذوق در خاک تپیدن اگر از دل برود
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۶خوش آن محفل که از می گر سرایم رو بسوزاند
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۷نرنجم گر به بالینم مسیحا دیر می‌آید
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۸بندهٔ دل شوم که او، خون فراغ می‌خورد
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۹حرم پویان دری را می‌پرستند
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.