پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۹

گلچین عشق شو به خرد واگذار بحث

تا باغ ذوق را نکند خار زار بحث

انصاف ذوق را طرف بحث خویش دار

از خلوت ضمیر به مجلس میار بحث

زان قال را ز انجمن حال رانده اند

کز روی خاموشی نشود شرمسار بحث

در بحر علم گرچه سزاوار رهبری است

کشتی شبهه را نبرد به کنار بحث

سیلاب فتنه خانه ی دین را خراب کرد

از بس که بر عقیده بود فتنه بار بحث

بیم است که از مباحث عامی شود حکیم

از بس که شبهه می نهدش در کنار بحث

سعی غرور بین که به نزد مباحثان

مطلب تمام گشت و همان برقرار بحث

بگذر ز کسب علم که آلوده کرده اند

هر مطلب تمام به چندین هزار بحث

عرفی غریب تیز زبان نیست، هان فقیه

بستان پیاله ای و مکن اندر خمار بحث

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۱نزدیک لب رسانده شکستیم جام صلح
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۲چنان غم تو به آزار جان ما گستاخ
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۳در ازل رفتم به سیر کعبه و یاری نبود
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۴عشق اگر مرد است، مرد او تاب دیدار آورد
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۵ذوق در خاک تپیدن اگر از دل برود
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۶خوش آن محفل که از می گر سرایم رو بسوزاند
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۷نرنجم گر به بالینم مسیحا دیر می‌آید
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۸بندهٔ دل شوم که او، خون فراغ می‌خورد
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.