پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۹

حرم پویان دری را می‌پرستند

فقیهان دفتری را می‌پرستند

گروهی زشت‌خویند اهل دانش

که زیب و زیوری را می‌پرستند

از آن دعوی به شیخ و برهمن ماند

که هر یک داوری را می‌پرستند

برافکن پرده تا معلوم گردد

که یاران دیگری را می‌پرستند

عجب داریم ما از اهل عصیان

که دامان تری را می‌پرستند

به هر عزت که عشاق مجازی

ز ما خود خوش‌تری را می‌پرستند

ز اهل درد شو عرفی که این جمع

گرامی‌گوهری را می‌پرستند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۱مرا دردی است که از داروی راحت بیش می‌گردد
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۲خم بجوش آمد، بگو چون توبه اکنون بشکند
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۳درد کیشان همه ناموس کش کیش همند
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۴نخورم زخم در آن کوچه که مرهم باشد
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۵تشنه ام رطل گران خواهم گزید
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۶هجران شب تار ما ندارد
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۷کو فنا تا زخم‌ها شمشیر بر مرهم نهند
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۸در چمن حوروشان انجمنی ساخته اند
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.