پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۲

خم بجوش آمد، بگو چون توبه اکنون بشکند

توبه ای کز بی شرابی کرده ام چون بشکند

در چمن هرگز نکرد آن سرو قامت جلوه ای

کز خجالت باغبان صد نحل موزون بشکند

بر دهانش زن گر آرد نام همت بر زبان

تشنه ای کو جام جم بر فرق جیحون بشکند

گر دهم جامی به عشاق از خراب شوق دوست

بوی لیلی گر بیاید رنگ مجنون بشکند

در بیان شعر عرفی وقت آن خوش گر فتد

لفظ را بر لب بپیچد، شأن مضمون بشکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۴نخورم زخم در آن کوچه که مرهم باشد
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۵تشنه ام رطل گران خواهم گزید
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۶هجران شب تار ما ندارد
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۷کو فنا تا زخم‌ها شمشیر بر مرهم نهند
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۸در چمن حوروشان انجمنی ساخته اند
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۹دل ما را به فسون جادوی بابل نبرد
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۰ما کسی را نشناسیم که غم نشناسد
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۱مجنون تو هر دم روش تازه نسازد
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.