پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۳

درد کیشان همه ناموس کش کیش همند

غمگسار هم و ناسور کن نیش همند

صبح تا شام گدای هم و شب تا به سحر

شکر دریوزه گذار دل ریش همند

زان به صورت بشتابند و به آمیزش هم

که به خلوتگه معنی همه در پیش همند

دست از ین جمع پریشان بنمای، کایشان

همه بیگانه ی خویشند و بی خویش همند

کفر و دین را ببر از یاد که این فتنه گران

در بد آموزی ما مصلحت اندیش همند

عرفی این نکته ی مجموعه ی احباب نویس

که محبان وفا تازه کن ریش همند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۵تشنه ام رطل گران خواهم گزید
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۶هجران شب تار ما ندارد
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۷کو فنا تا زخم‌ها شمشیر بر مرهم نهند
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۸در چمن حوروشان انجمنی ساخته اند
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۹دل ما را به فسون جادوی بابل نبرد
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۰ما کسی را نشناسیم که غم نشناسد
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۱مجنون تو هر دم روش تازه نسازد
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۲دلبران نی دل به ناز و عشق غافل می‌برند
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.