پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۴

دوش دل ناگشته سیر از وصل او بیهوش گشت

لیک شادم کز فغان در محفلش خاموش گشت

مرده ام زین غم که ناگه نیش ها در وی خلد

دوش چون دل با خیال دوست هم آغوش گشت

آن که دوش و دست او سجاده و تسبیح داشت

جام می بر کف برون آمد، سبو بر دوش گشت

جان و دل دیدند هر گه با لقایش در سخن

این تمامی چشم گردید، او سراسر گوش گشت

من خدنگ ناله شب دزدیدم از لذت به دل

غافلان گویند عرفی از فغان خاموش گشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۶گر دل عنان فرصت از آغاز می گرفت
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۷شبم به خفتن و روزم به ژاژ خایی رفت
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۸ای دل طمع مدار که بی غم گذارمت
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۹گلچین عشق شو به خرد واگذار بحث
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۰منصور و اناالحق زدن و دار و دگر هیچ
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۱نزدیک لب رسانده شکستیم جام صلح
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۲چنان غم تو به آزار جان ما گستاخ
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۳در ازل رفتم به سیر کعبه و یاری نبود
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.