پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۳

موج زن در دل خیال آن لب میگون گذشت

آب حیوان بین که از دریای آتش چون گذشت

تا دلی آوردم و این فتنه ها بر داشتم

از گرانباری چه ها بر خاطر گردون گذشت

با من گریان چه داری، رو که تا نزدیک من

هر قدم می باید از صد دجله و جیحون گذشت

در درون باغ عشرت عمر ها بگذشت، لیک

عمر دیگر در پریشانی هم از بیرون گذشت

کاروان عمرها کش نوشدارو بار بود

دایم از سیلاب زهر و جویبار خون گذشت

نقش پا بنمایدت گر زانکه پی گم می کنی

کز کدامین طرف عرفی آمد و مجنون گذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۵نازنده جهان از تو به آلایش آفت
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۶گر دل عنان فرصت از آغاز می گرفت
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۷شبم به خفتن و روزم به ژاژ خایی رفت
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۸ای دل طمع مدار که بی غم گذارمت
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۹گلچین عشق شو به خرد واگذار بحث
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۰منصور و اناالحق زدن و دار و دگر هیچ
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۱نزدیک لب رسانده شکستیم جام صلح
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۲چنان غم تو به آزار جان ما گستاخ
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.