پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۵

ای پندگو دلم مخراش این فسانه چیست

مردم ز غیرت، این سخن مجرمانه چیست

نازم به توسن ستم او که هیچ گاه

آگه نشد که چاشنی تازیانه چیست

گر غمزه ات مراد اسیران نمی دهد

حور و ملک شهید درین آستانه چیست

طوف حریم کعبه ی دل فیض می دهد

ای زایر حرم غزض از طوف خانه چیست

نالم چنان به درد کزو خون چکد، ولی

دل گویدم چه نغمه بود، این ترانه چیست

من مست غوطه در ته دریای آتشم

آگه نیم که شعله کدام و زبانه چیست

عرفی شکایت از ستم یار بی غمی است

شرمی ز اهل درد بدار، این فسانه چیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۷صومعه دیدم به جز مشتی بروت باد نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۸یک سخن نیست که خاموشی از آن بهتر نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۹حسنت نیازمند تماشای ناز نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۰آن فتنه ای که مرا از تو التماس نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۱اصلاح پریشانی ام اندازه ی کس نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۲آن شیوه که غارت گر صد قافله جان نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۳دلم به زخم توان داد، بی تپیدن نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۴شکستن دل ما کار زور بازو نیست
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.