پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۱

اصلاح پریشانی ام اندازه ی کس نیست

اجزای مرا نسبت شیرازه ی کس نیست

سلمی طلبی چشم قدم شو که در این دشت

غماز جرس همره جمازه ی کس نیست

ما شیونیان نغمه ندانیم که ما را

گوشی است که بربسته ی آوازه ی کس نیست

ماییم و کهن برگ و بر باغچه ی عشق

چشم دل ما بر ثمر تازه ی کس نیست

عرفی مرو از میکده در صومعه، کانجا

کس را غم مخموری و خمیازه ی کس نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۳دلم به زخم توان داد، بی تپیدن نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۴شکستن دل ما کار زور بازو نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۵هیچ‌گه نالهٔ من گوشزد آن مه نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۶به دل ز رفتن جانم چه عیش هاست، که نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۷ترک جان در ره آن سرو روان این همه نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۸منم که از غم محرومیم جدایی نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۹گر به دیرم طلبد مغبچه ی حور سرشت
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۰دوش بختم دامنی در چنگ داشت
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.