پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۰

دوش بختم دامنی در چنگ داشت

در گل روی نگاهم رنگ داشت

بس که می شد التماس دل قبول

از تمنای شهادت ننگ داشت

در خیالم شکر بود و شکوه بود

نغمه ام یارب کدام آهنگ داشت

عشق کی با جان من دشمن نبود

شعله با خاشاک دایم جنگ داشت

نقشبند حسن عرفی ناز بود

کز دل فرهاد نقش سنگ داشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۲گذشت و بر من عاجز ببین چه حال گذشت
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۳موج زن در دل خیال آن لب میگون گذشت
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۴دوش دل ناگشته سیر از وصل او بیهوش گشت
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۵نازنده جهان از تو به آلایش آفت
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۶گر دل عنان فرصت از آغاز می گرفت
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۷شبم به خفتن و روزم به ژاژ خایی رفت
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۸ای دل طمع مدار که بی غم گذارمت
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۹گلچین عشق شو به خرد واگذار بحث
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.