پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی

کمال خجندی

غزلیات

۱,۰۷۹ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۷۲۱ دارم آن سر که سر زلف نگاری گیرم
  2. شمارهٔ ۷۲۲ در دست در درونم درمان آن ندانم
  3. شمارهٔ ۷۲۳ درین زحمت که این نوبت من از ریش درون دارم
  4. شمارهٔ ۷۲۴ دل برفت از دست ما تنها نه دل دلدار هم
  5. شمارهٔ ۷۲۵ دل ز چشم او به نازی مست شد بی خویش هم
  6. شمارهٔ ۷۲۶ دل گرفت از بتان به رویم
  7. شمارهٔ ۷۲۷ دل نیست به دستم بر دلبر چه فرستم
  8. شمارهٔ ۷۲۸ دوش آرزونی شکسته بودم
  9. شمارهٔ ۷۲۹ دوش با خود ترانه می‌گفتم
  10. شمارهٔ ۷۳۰ دوش بی روی تو روی از خون دل برداشتم
  11. شمارهٔ ۷۳۱ رحمت آری و کنی چاره این درد نهانم
  12. شمارهٔ ۷۳۲ رخ بپوشید و جگر میسوزدم
  13. شمارهٔ ۷۳۳ رخت رشک قمر گفتیم گفتیم
  14. شمارهٔ ۷۳۴ رفت از دست من آن زیبا نگاری چون کنم
  15. شمارهٔ ۷۳۵ روز عید است و من امروز بر آن در میرم
  16. شمارهٔ ۷۳۶ روز نشاطست و عیش باده بیارید و جام
  17. شمارهٔ ۷۳۷ روز و شب از غم عشق تو در اندیشه درم
  18. شمارهٔ ۷۳۸ رویت گل سیراب نگوییم چه گوییم
  19. شمارهٔ ۷۳۹ ز ابرویت به محراب نیازم
  20. شمارهٔ ۷۴۰ زیر لب قند مکرر سخنت را گفتم
  21. شمارهٔ ۷۴۱ ساقی بیار شیشه می تا به هم خوریم
  22. شمارهٔ ۷۴۲ سالها شد که در تک و پوییم
  23. شمارهٔ ۷۴۳ سحر خروش کنان بر درت گذر کردیم
  24. شمارهٔ ۷۴۴ سر بر در توأم بنگر سربلندیم
  25. شمارهٔ ۷۴۵ سر زلف تو کرد آخر به سودایی گرفتارم
  26. شمارهٔ ۷۴۶ سر که بر پای تو بنهادم از آن بردارم
  27. شمارهٔ ۷۴۷ شاه مرغانم سوی تخت سلیمان می پرم
  28. شمارهٔ ۷۴۸ شب که ز حسرت رخت چشم به ماه کرده ام
  29. شمارهٔ ۷۴۹ شبی که بی رخ آن شمع مه جبین باشم
  30. شمارهٔ ۷۵۰ شوخ چشمیم کشد دل که کشد از نازم
  31. شمارهٔ ۷۵۱ صحبت عاشق و حبیب بهم
  32. شمارهٔ ۷۵۲ صحبت یارِ بهشتی‌ست پُر از ناز و نعیم
  33. شمارهٔ ۷۵۳ صد جان ز لبت به وام گیرم
  34. شمارهٔ ۷۵۴ صفت زلف کجت راست نباید به قلم
  35. شمارهٔ ۷۵۵ عشق تو داغ بندگی باز کشیده بر دلم
  36. شمارهٔ ۷۵۶ عمریست کز دیار تو محروم مانده ایم
  37. شمارهٔ ۷۵۷ عمریست که از خلوته در میکده مسئوریم
  38. شمارهٔ ۷۵۸ عید می آید و وقتست که در مه نگریم
  39. شمارهٔ ۷۵۹ غم دوست من مغتنم می‌شمارم
  40. شمارهٔ ۷۶۰ قدحی بیار ساقی که ز توبه شرمسارم
  41. شمارهٔ ۷۶۱ قراری کرده‌ام با خود که چون در پیش یار افتم
  42. شمارهٔ ۷۶۲ گر به میخانه حریف می و شاهد باشم
  43. شمارهٔ ۷۶۳ گر بی تو یک دو دم من بیمار زیستم
  44. شمارهٔ ۷۶۴ گر تو سر خواهی ز من سر با تو ببارم به چشم
  45. شمارهٔ ۷۶۵ گر جان ز من دلشده خواهی بسپارم
  46. شمارهٔ ۷۶۶ گر خود هزار سنگ ملامت به سر خورم
  47. شمارهٔ ۷۶۷ گر دل طلبی از من جان هم به تو در بازم
  48. شمارهٔ ۷۶۸ گر دهد دستم کز آن عارض نقابش بر کنم
  49. شمارهٔ ۷۶۹ گر کام خود از لبت بگیرم
  50. شمارهٔ ۷۷۰ گر گذاری که با تو در نگویم
  51. شمارهٔ ۷۷۱ اگر من از عشق آن دو رخ میرم
  52. شمارهٔ ۷۷۲ گفت دلدارم که از هجران دلت خون می‌کنم
  53. شمارهٔ ۷۷۳ گفت یار از غیرِ ما پوشان نظر گفتم: به چشم!
  54. شمارهٔ ۷۷۴ ما از نو سخنور جهانیم
  55. شمارهٔ ۷۷۵ ما از شراب و شاهد صد بار توبه کردیم
  56. شمارهٔ ۷۷۶ ما از لب تو کام ندیدیم و گذشتیم
  57. شمارهٔ ۷۷۷ ما با غم تو خرم و آسوده‌خاطریم
  58. شمارهٔ ۷۷۸ ما به سودای تو دامن ز جهان در چیدیم
  59. شمارهٔ ۷۷۹ ما چو قطع نظر از روی نکو نتوانیم
  60. شمارهٔ ۷۸۰ ما خانه دل جای تمنای تو کردیم

متن اشعار به نقل از گنجور.