پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۷۷۶

ما از لب تو کام ندیدیم و گذشتیم

تشنه به لب چشمه رسیدیم و گذشتیم

گفتیم دعای تو و از بخت مخالف

از لفظ تو دشنام شنیدیم و گذشتیم

با داغ فراق تو که جانسوز عذابست

از زندگی امید بریدیم و گذشتیم

یک شب نکشیدیم ترا دربر و هر روز

صد جور و جفا از تو کشیدیم و گذشتیم

در بیشه دنیا که چراگاه دل ماست

روزی دو چریدیم و چمیدیم و گذشتیم

شهد لب تو شربت وصل دگران بود

ما زهر فراق تو چشیدیم و گذشتیم

مانند کمال از هوس آن گل رخسار

صد جامه به باد نو دریدیم و گذشتیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷۸ما به سودای تو دامن ز جهان در چیدیم
  2. شمارهٔ ۷۷۹ما چو قطع نظر از روی نکو نتوانیم
  3. شمارهٔ ۷۸۰ما خانه دل جای تمنای تو کردیم
  4. شمارهٔ ۷۸۱ما در حریم مجلس عشاق محرمیم
  5. شمارهٔ ۷۸۲ما درین شهر به دام صنمی در بندیم
  6. شمارهٔ ۷۸۳ما را سر آنست که در پای تو افتیم
  7. شمارهٔ ۷۸۴ما رند و قلندر صفت و عاشق و مستیم
  8. شمارهٔ ۷۸۵ما ز سگان درت بیشتر و کمتریم
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.