پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی

کمال خجندی

غزلیات

۱,۰۷۹ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۶۱ به مسجد هفته از تو کجا یک سجده لایق
  2. شمارهٔ ۶۶۲ طبیب عشق به خون گو بساز شربت عاشق
  3. شمارهٔ ۶۶۳ هوای وصل تو دارد غریق بحر فراق
  4. شمارهٔ ۶۶۴ ز حسرت خاک شد این چشم غمناک
  5. شمارهٔ ۶۶۵ اگرچه دور بود از تو مه به صد فرسنگ
  6. شمارهٔ ۶۶۶ نارگی می جنبدم در تن چو چنگ
  7. شمارهٔ ۶۶۷ ز رویم وقت کشتن می رود رنگ
  8. شمارهٔ ۶۶۸ ای رایت جمال تو نقش نگین دل
  9. شمارهٔ ۶۶۹ ای ورق گل بهشت از رخ نازکت خجل
  10. شمارهٔ ۶۷۰ به زلف و خال تو کردی خون خویش سبیل
  11. شمارهٔ ۶۷۱ بی تو مرا خواب و خیال وصال
  12. شمارهٔ ۶۷۲ پری به حسن و لطافت نداشت با همه حال
  13. شمارهٔ ۶۷۳ زاهد شهرم ز رندی می کند هر دم سؤال
  14. شمارهٔ ۶۷۴ مرو مایل به قد تست چه حاجت به دلیل
  15. شمارهٔ ۶۷۵ عشق حرفی ست که دال است بر آیات کمال
  16. شمارهٔ ۶۷۶ گر چشم شوخ نست به عاشق کشی مثل
  17. شمارهٔ ۶۷۷ لاف رندی مزن ای زاهد پاکیزه خصال
  18. شمارهٔ ۶۷۸ مرا سرگشته میدارد خیال زهد بی حاصل
  19. شمارهٔ ۶۷۹ مرا گویند عاشق گرد و بیدل
  20. شمارهٔ ۶۸۰ نیست جز درد سری زین دل غمگین حاصل
  21. شمارهٔ ۶۸۱ نیست کس را به حسن روی تو قیل
  22. شمارهٔ ۶۸۲ آن دهان را بدو لب قند مکرر گفتم
  23. شمارهٔ ۶۸۳ از لب او تاخیری بافتیم
  24. شمارهٔ ۶۸۴ از لب و زلف او نشان جستم و باز یافتم
  25. شمارهٔ ۶۸۵ ای بخت بارینی که به باران رسانیم
  26. شمارهٔ ۶۸۶ ای زنگیان زلف ترا شاه چین غلام
  27. شمارهٔ ۶۸۷ با تو از دل نشانه یافته‌ام
  28. شمارهٔ ۶۸۸ باز در آن کو گذری یافتم
  29. شمارهٔ ۶۸۹ باز در عشق یکی دل به غلامی دادم
  30. شمارهٔ ۶۹۰ باز می بیخودی بروی تو خوردیم
  31. شمارهٔ ۶۹۱ بیوی خویش گردان زنده بازم
  32. شمارهٔ ۶۹۲ بحمدالله که دیگر بار، روی دوستان دیدم
  33. شمارهٔ ۶۹۳ به خالت نسبت مشک ختنا کردم خطا کردم
  34. شمارهٔ ۶۹۴ به درد تو جز ناله همدم ندارم
  35. شمارهٔ ۶۹۵ بر آمد جان ز شوق آن دهانم
  36. شمارهٔ ۶۹۶ بسی درد از غم عشقت کشیدم
  37. شمارهٔ ۶۹۷ بکش به ناز مرا ای به غمزه آفت مردم
  38. شمارهٔ ۶۹۸ بگذار تا به گلشن روی تو بگذریم
  39. شمارهٔ ۶۹۹ بیا ساقی که بیخ غم به دور گل براندازیم
  40. شمارهٔ ۷۰۰ بی تو نفسی که زنده مانم
  41. شمارهٔ ۷۰۱ پیش رخ نو مه را حسنی چنان ندیدم
  42. شمارهٔ ۷۰۲ تا خانه دل جای تمنای تو کردیم
  43. شمارهٔ ۷۰۳ تا دست به زلف یار بردیم
  44. شمارهٔ ۷۰۴ ترا بر دیده من جاست گفتم
  45. شمارهٔ ۷۰۵ ترا چون چشم خود دیگر به مردم دید نتوانم
  46. شمارهٔ ۷۰۶ ترا در دل وفا باشد چه دانم
  47. شمارهٔ ۷۰۷ ترا شوخ اندک وفا گفته ایم
  48. شمارهٔ ۷۰۸ را که هست ز ساعد در آستین پرسیم
  49. شمارهٔ ۷۰۹ ترا گر بی وفا گفتم چه گفتم
  50. شمارهٔ ۷۱۰ جان دارم و دل دارم سر دارم و زر دارم
  51. شمارهٔ ۷۱۱ چرا رنجید یار از من گناه خود نمی دانم
  52. شمارهٔ ۷۱۲ چون روز روشن است که ما رند و عاشقیم
  53. شمارهٔ ۷۱۳ چه بودی گر شبی در خواب رفتی چشم بیدارم
  54. شمارهٔ ۷۱۴ چه خسته میکنی ای جان به غمزه خاطر مردم
  55. شمارهٔ ۷۱۵ چه خوش بود آن شبی کز در در آمد یار مهرویم
  56. شمارهٔ ۷۱۶ چه خوش‌تر دولتی زینم که دایم با تو بنشینم
  57. شمارهٔ ۷۱۷ چه رنجم از تو گر کشتی به نازم
  58. شمارهٔ ۷۱۸ حقوق ناز و عتاب حبیب من دانم
  59. شمارهٔ ۷۱۹ خال لب توست داغ جانم
  60. شمارهٔ ۷۲۰ خیال چشم و ابرویت شبی در خواب می‌دیدم

متن اشعار به نقل از گنجور.