پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی

کمال خجندی

غزلیات

۱,۰۷۹ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۰۱ رفت عمر و نشد آن شوخ به ما بار هنوز
  2. شمارهٔ ۶۰۲ زاهد شهرم و صاحب نظر و شاهد باز
  3. شمارهٔ ۶۰۳ سر من خاک پایت باد و جان نیز
  4. شمارهٔ ۶۰۴ کشت چشم تو ام به شیوه و ناز
  5. شمارهٔ ۶۰۵ گل رخسار ترا وقت تماشاست هنوز
  6. شمارهٔ ۶۰۶ ما را بچه جرم از نظر انداخته باز
  7. شمارهٔ ۶۰۷ ما سر فدای خاک رهت کرده ایم باز
  8. شمارهٔ ۶۰۸ مجلس ما به حضور تو چنانست امروز
  9. شمارهٔ ۶۰۹ مژه تیزست و غمزه نیز و تو نیز
  10. شمارهٔ ۶۱۰ نیست از سوز تو جان را نه گریز
  11. شمارهٔ ۶۱۱ بار بیرون نشد ز خانه هنوز
  12. شمارهٔ ۶۱۲ از بار دین و دنیا باشد مراد هر کس
  13. شمارهٔ ۶۱۳ تو زما وصف آن جمال مپرس
  14. شمارهٔ ۶۱۴ خیال خال لبش می کنم به خواب هوس
  15. شمارهٔ ۶۱۵ دارم من از جهان غم باری همین و بس
  16. شمارهٔ ۶۱۶ دل من طلبکار بار است و بس
  17. شمارهٔ ۶۱۷ ساقی به می بر افروز امشب چراغ مجلس
  18. شمارهٔ ۶۱۸ گر به مسجد نروم قبله من روی تو بس
  19. شمارهٔ ۶۱۹ گفتمش نام تو گفتا از مه تابان پرس
  20. شمارهٔ ۶۲۰ من و دردت مرا دوا این بس
  21. شمارهٔ ۶۲۱ آن غمزه چو از ریش دل آزرد سر نیش
  22. شمارهٔ ۶۲۲ آنکه ز بی گنه کشی نیست دمی ندامتش
  23. شمارهٔ ۶۲۳ آنکه می خوانند مردم مردم چشم منش
  24. شمارهٔ ۶۲۴ به خواب آن لعل میگون دیده ام دوش
  25. شمارهٔ ۶۲۵ به مطرب شبه چه خوش میگفت چنگش
  26. شمارهٔ ۶۲۶ چه گفت با تو شنیدی رباب و عود به گوش
  27. شمارهٔ ۶۲۷ دارد به سجده شبها به روی بر زمینی
  28. شمارهٔ ۶۲۸ دال زلف و الف قامت و میم دهنش
  29. شمارهٔ ۶۲۹ دلا نسیم عنایت وزید حاضر باش
  30. شمارهٔ ۶۳۰ دل مسکین که می بینی ازینسان بی زر و زورش
  31. شمارهٔ ۶۳۱ دل که دلداری ندارد دل نشاید خواندنش
  32. شمارهٔ ۶۳۲ رفت بار من و بگذاشت مرا با دل ریش
  33. شمارهٔ ۶۳۳ رفتی ز برم عاقبت ای شوخ جفا کیش
  34. شمارهٔ ۶۳۴ زهی کشیده کمان ابروی تو تا بن گوش
  35. شمارهٔ ۶۳۵ سرو دیوانه شدست از هوس بالایش
  36. شمارهٔ ۶۳۶ شوخی که کشد عاشق نزدیک من آریدش
  37. شمارهٔ ۶۳۷ کسی که دل طرف زلف یار میکشدش
  38. شمارهٔ ۶۳۸ گر زلف دراز فکنی از طرف بناگوش
  39. شمارهٔ ۶۳۹ گنه دیده گراینست که کردم نگهش
  40. شمارهٔ ۶۴۰ لاابالی را اگر سامان نباشد گو مباش
  41. شمارهٔ ۶۴۱ لب میگزد چو چشم گشایم بدیدنش
  42. شمارهٔ ۶۴۲ ما به شادی جهانی نفروشیم
  43. شمارهٔ ۶۴۳ ما به فریاد آمدیم از ناله شبهای خویش
  44. شمارهٔ ۶۴۴ مرا بگفت کسان چون قلم مران از پیش
  45. شمارهٔ ۶۴۵ من باده بخورم چکنم گو حرام باش
  46. شمارهٔ ۶۴۶ می میرسد از باغ به خدمت برسیدش
  47. شمارهٔ ۶۴۷ نشان شیروان دارد سر زلف پریشانش
  48. شمارهٔ ۶۴۸ نیستم دسترسی آنکه ببوسم پایش
  49. شمارهٔ ۶۴۹ یار خرمن سوز ما گو روی گندمگون بپوش
  50. شمارهٔ ۶۵۰ به نینی که بر آن در بریم سجده خاص
  51. شمارهٔ ۶۵۱ کجا کنند به تیغ از تو عاشقان اعراض
  52. شمارهٔ ۶۵۲ داریم ساقیا هوس عشرت و نشاط
  53. شمارهٔ ۶۵۳ کسی که دوست ندارد ز جان ندارد حظ
  54. شمارهٔ ۶۵۴ دل چه کند سرو و تماشای باغ
  55. شمارهٔ ۶۵۵ کنار آب و لب جویبار و گوشه باغ
  56. شمارهٔ ۶۵۶ بار بنشست به مجلس بنشانید چراغ
  57. شمارهٔ ۶۵۷ ای خَطَت خوب و عبارت نازک و لب‌ها لطیف
  58. شمارهٔ ۶۵۸ در زورق حیات است جان رقیب خائف
  59. شمارهٔ ۶۵۹ زهی بدایت حسن رخنه نهایت لطف
  60. شمارهٔ ۶۶۰ به حسن خلق بستان دل ز عشاق

متن اشعار به نقل از گنجور.