پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰۲

زاهد شهرم و صاحب نظر و شاهد باز

شسته سجاده به می کرده به میخانه نماز

طاعت باده پرستان چه به مسجد چه بدیر

عشق ورزیدن رندان چه حقیقت چه مجاز

دیگران معتقد زهد و نمازند هنوز

ما به مقصود رسیدیم برندی و نیاز

آستان در تو منزل شهبازان است

مگسان را چه محل بر سر کویت پرواز

بنده طالع شوریده خویشم که مرا

در سر زلف پریشانش بشد عمر دراز

برسان هر سئم و جور که خواهی به کمال

خوش بود بر دل محمود ستم های ایاز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۴کشت چشم تو ام به شیوه و ناز
  2. شمارهٔ ۶۰۵گل رخسار ترا وقت تماشاست هنوز
  3. شمارهٔ ۶۰۶ما را بچه جرم از نظر انداخته باز
  4. شمارهٔ ۶۰۷ما سر فدای خاک رهت کرده ایم باز
  5. شمارهٔ ۶۰۸مجلس ما به حضور تو چنانست امروز
  6. شمارهٔ ۶۰۹مژه تیزست و غمزه نیز و تو نیز
  7. شمارهٔ ۶۱۰نیست از سوز تو جان را نه گریز
  8. شمارهٔ ۶۱۱بار بیرون نشد ز خانه هنوز
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.