پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱۱

بار بیرون نشد ز خانه هنوز

هست سرها بر آستانه هنوز

آن همانی که سایه گستر ماست

بال نگشود از آشیانه هنوز

رفته بر آسمان دعای همه

حاجت عاشقان روا نه هنوز

پرتو روی او جهانی سوخت

نزده آتشی زبانه هنوز

نیر آن غمزه بر دل آمد راست

راست ناکرده بر نشانه هنوز

نیستی دهانش قطعی نیست

سختی هست در میانه هنوز

گوشها پر شد از حدیث کمال

نشنید آن در یگانه هنوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱۳تو زما وصف آن جمال مپرس
  2. شمارهٔ ۶۱۴خیال خال لبش می کنم به خواب هوس
  3. شمارهٔ ۶۱۵دارم من از جهان غم باری همین و بس
  4. شمارهٔ ۶۱۶دل من طلبکار بار است و بس
  5. شمارهٔ ۶۱۷ساقی به می بر افروز امشب چراغ مجلس
  6. شمارهٔ ۶۱۸گر به مسجد نروم قبله من روی تو بس
  7. شمارهٔ ۶۱۹گفتمش نام تو گفتا از مه تابان پرس
  8. شمارهٔ ۶۲۰من و دردت مرا دوا این بس
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.