پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵۱

کجا کنند به تیغ از تو عاشقان اعراض

ز شمع باری پروانه کی برد مقراض

بیا که بر تو کم عرض سوز و در نهان

که از طبیب نپوشند خستگان امراض

به لعل و در نکند نسبت آن لب و دندان

که لطف جواهر شناسد از اعراض

دل کدام ریاضت بود قوی تر از آن

تو مستعد نظر شو کمال و قابل فیض

سواد چشم من از گریه شد تر و ابتر

کنون محرر اشکم همی برد به بیاض

چو بوی دوست شنیدیم و کوی او دیدیم

دگر هوای ریاحین چرا کنیم و ریاض

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵۳کسی که دوست ندارد ز جان ندارد حظ
  2. شمارهٔ ۶۵۴دل چه کند سرو و تماشای باغ
  3. شمارهٔ ۶۵۵کنار آب و لب جویبار و گوشه باغ
  4. شمارهٔ ۶۵۶بار بنشست به مجلس بنشانید چراغ
  5. شمارهٔ ۶۵۷ای خَطَت خوب و عبارت نازک و لب‌ها لطیف
  6. شمارهٔ ۶۵۸در زورق حیات است جان رقیب خائف
  7. شمارهٔ ۶۵۹زهی بدایت حسن رخنه نهایت لطف
  8. شمارهٔ ۶۶۰به حسن خلق بستان دل ز عشاق
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.