پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴۵

من باده بخورم چکنم گو حرام باش

زاهد برو تو در پی ناموس و نام باش

خواهی که برخوری دو سه روزی ز عمر خویش

ترک صلاح گیر و خراب مدام باش

بگذار راه کعبه و بتخانه قبله ساز

از ننگ و نام بگذر و با چنگ و جام باش

زهد ریا و فسق نهانی به کار تست

های ناتمام در همه کاری تمام باش

خواهی که پیش زنده دلان محترم شوی

در میکده مجاور بیت الحرام باش

مانگریم معرفت خاص و عام را

نو در پی شناختن خاص و عام باش

شیراز جای مردم صاحب کمال نیست

هان ای کمال عازم دارالسلام باش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴۷نشان شیروان دارد سر زلف پریشانش
  2. شمارهٔ ۶۴۸نیستم دسترسی آنکه ببوسم پایش
  3. شمارهٔ ۶۴۹یار خرمن سوز ما گو روی گندمگون بپوش
  4. شمارهٔ ۶۵۰به نینی که بر آن در بریم سجده خاص
  5. شمارهٔ ۶۵۱کجا کنند به تیغ از تو عاشقان اعراض
  6. شمارهٔ ۶۵۲داریم ساقیا هوس عشرت و نشاط
  7. شمارهٔ ۶۵۳کسی که دوست ندارد ز جان ندارد حظ
  8. شمارهٔ ۶۵۴دل چه کند سرو و تماشای باغ
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.