پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸۴

از لب و زلف او نشان جستم و باز یافتم

آب حیات خوردم و عمر دراز یافتم

سر خداست نقطه ان دهن و در آن سخن

واقف سر غیب را محرم راز یافتم

راهروان کعبه گو بر پی من نهید پی

کز سر کوی او رهی سوی حجاز یافتم

جنت نسیه زاهدا تو به نماز یافتی

دولت وصل نقد را من به نیاز یافتم

چون به نظاره آمدم روز شکار دلبران

دام دل سبکتکین زلف ایاز یافتم

نی توبه بندگان خود جور و ستم کنی و بس

جمله شهان حسن را بنده نواز یافتم

بر سر کوی دلبران بود کمال گم شده

گرد در تو اش طلب کردم و باز یافتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸۶ای زنگیان زلف ترا شاه چین غلام
  2. شمارهٔ ۶۸۷با تو از دل نشانه یافته‌ام
  3. شمارهٔ ۶۸۸باز در آن کو گذری یافتم
  4. شمارهٔ ۶۸۹باز در عشق یکی دل به غلامی دادم
  5. شمارهٔ ۶۹۰باز می بیخودی بروی تو خوردیم
  6. شمارهٔ ۶۹۱بیوی خویش گردان زنده بازم
  7. شمارهٔ ۶۹۲بحمدالله که دیگر بار، روی دوستان دیدم
  8. شمارهٔ ۶۹۳به خالت نسبت مشک ختنا کردم خطا کردم
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.