پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸۹

باز در عشق یکی دل به غلامی دادم

خواجه را گو که بیاید به مبارکبادم

بنده را از تو چه جای گله، آزادیهاست

هست جای گله وقتی که کنی آزادم

تو چه شاخ گلی و بی تو مرا رخ شده زرد

منم آن برگ که از شاخ جدا افتادم

بر فلک ناله من گوش ملایک کر ساخت

آه اگر در دل شبها شنوی فریادم

از می عشق تو ساقی قدحی داد مرا

که می خلد و لب حور برفت از بادم

با تو بنیاد نهم باتز طرب خانه عشق

طاق ابروی تو گر بر نکنه بنیادم

الف قد تو آن روز برد راه کمال

که به مکتب الف و بی بنوشت استادم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹۱بیوی خویش گردان زنده بازم
  2. شمارهٔ ۶۹۲بحمدالله که دیگر بار، روی دوستان دیدم
  3. شمارهٔ ۶۹۳به خالت نسبت مشک ختنا کردم خطا کردم
  4. شمارهٔ ۶۹۴به درد تو جز ناله همدم ندارم
  5. شمارهٔ ۶۹۵بر آمد جان ز شوق آن دهانم
  6. شمارهٔ ۶۹۶بسی درد از غم عشقت کشیدم
  7. شمارهٔ ۶۹۷بکش به ناز مرا ای به غمزه آفت مردم
  8. شمارهٔ ۶۹۸بگذار تا به گلشن روی تو بگذریم
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.