پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷۲

پری به حسن و لطافت نداشت با همه حال

هر آنچه در رخ تست ای مه خجسته جمال

نگار سرو قد گلعذار پسته دهن

بت شکر لب بادام چشم مشکین خال

اگرچه ابروی خوبت به دلبری طاق است

بر آفتاب جمال تو هست جفت هلال

مرا امید وصال تو چون ز باد هواست

نشان کوی تو میپرسم از نسیم شمال

خیال وصل تو دی در تصورم بگذشت

زهی تصور باطل زهی خیال محال

دل ارز شوق رخت ناله می کند چه عجب

فغان آتش سوزان بود ز آب زلال

رخت چو ماه تمام است کی بود نقصان

ز راه لطف اگر بنگرد به سوی کمال

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷۴مرو مایل به قد تست چه حاجت به دلیل
  2. شمارهٔ ۶۷۵عشق حرفی ست که دال است بر آیات کمال
  3. شمارهٔ ۶۷۶گر چشم شوخ نست به عاشق کشی مثل
  4. شمارهٔ ۶۷۷لاف رندی مزن ای زاهد پاکیزه خصال
  5. شمارهٔ ۶۷۸مرا سرگشته میدارد خیال زهد بی حاصل
  6. شمارهٔ ۶۷۹مرا گویند عاشق گرد و بیدل
  7. شمارهٔ ۶۸۰نیست جز درد سری زین دل غمگین حاصل
  8. شمارهٔ ۶۸۱نیست کس را به حسن روی تو قیل
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.